به این ترتیب، با گسترش رسانه‌های خبری، پدیده‌های روانی-اجتماعی مربوط به افکار عمومی نیز هر روز گسترش و اهمیت بیشتری می‌یابد و توجه پژوهشگران بیشتری را به خود جلب می‌کند. رشد همه‌جانبه این رشته، بستگی به شناختی چند عامل دارد:

1. تکنیک‌های بررسی پیشرفته

مجهزبودن رسانه‌های گروهی و دستگاه‌های تبلیغاتی به تکنیک‌های قوی و مؤثر و کارآمد به آنها امکان می‌دهد تا در راه تشکیل، هدایت و نیزبه اسارت کشیدن افکار عمومی فعالیت بنمایند؛ بنابراین روشن است که شناساندن ماهیت افکار عمومی و طرز تشکیل، طرز برخورد، طرز برداشت و طرز مقاومت آن به خود مردم تا چه حد ضروری و تا چه پایه مسؤولیت‌بخش است.

2. خوراک فراوان برای تغذیه افکار

مواد لازم برای تغذیه افکار عمومی هر روز فراوان‌تر می‌شود. اخبار و وقایع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخلی و خارجی به طور روزمره و حتی دائمی برای مردم خوراک فکری تهیه می‌کنند و به طور خستگی‌ناپذیری مورد استقبال قرار می‌گیرند.

صفحات انتقادی روزنامه‌ها، گفت‌وگوهای رادیویی و تلویزیونی، تفسیرها و میزگردها و همایش‌ها، شعر و طنز و اعلامیه و بیانه و نیز پژوهش‌های وسیع اجتماعی گوشه‌هایی از پدیده مهم افکار عمومی را به تصویر می‌کشنند.

3. توجه روزافزون به افکار

واکنش‌ها و داوری‌های عموم توجه روز افزون قرار دارند. چه افراد مهم اجتماعی مانند سیاستمدار و بازرگان و کارخانه‌دار و تبلیغات‌گر و چه پدیده‌های مهم اجتماعی از قبیل شهرسازی و خانه‌سازی، جوانی جمعیت و قانون‌گذاری به شناخت افکار عمومی نیازمندند و از آن جهت که تأثیر این افکار بر رفتارهای اجتماعی مسلم است، بدان حساسیت نشان می‌دهند.

4. رشد فزاینده روابط اجتماعی

افکار عمومی در روابط اجتماعی تغییر ایجاد می‌کند. روابط اجتماعی در پرتوشکل گیری‌ها و تحولات افکار عمومی پیوسته غنی‌تر و محکم‌تر و گسترده‌تر می‌شوند. به‌سهولت می‌توان مشاهده کرد چگونه رسانه‌های گروهی قادرند نوعی همفکری و همدردی و همسانی در میان مردم یک کشور و حتی جهان ایجاد کنند. رسانه‌های گروهی دائماً در جهت وحدت‌بخشیدن به افکار عمومی در سطح جهانی گام برمی‌دارند و تصور «دهکده جهانی» در ذهن مک لوهان شکل می‌گیرد.

ریشه افکار عمومی در نظام‌های ارزشی جامعه

عمومیت افکار مردم یک جامعه نشانه بستگی فرد و جمع به یک سری ارزش‌هاست. وقتی کشوری مورد هجوم دشمن قرار می‌گیرد، یک‌یک افراد ملت و جمع آن، برای دفاع از خود آماده‌رفتن به میدان جنگ می‌شوند و جنگ به یک نظام ارزشی تبدیل می‌گردد. در این حال همگان از قواعد آن پیروی می‌کنند و ارزش‌های اساسی در جامعه سرچشمه شرکت افراد آن جامعه در افکار عمومی و زمینه و بستر آن می‌شود. احساس یاری به همنوع، دفاع ملی، نیاز به امنیت، سرکوب دشمن و ده‌ها احساس دیگر ارزش‌های پایه یک جامعه و تفکر اجتماعی مردم آن را تشکیل می‌دهند.

قضاوت در مورد افکار عمومی یک قوم یا ملت با توجه به این ارزش‌ها صورت می‌گیرد. هر چه ارزش جمعی ریشه‌دارتر باشد، افکار عمومی‌ای که براساس آن شکل گرفته، پایدارتر و عمیق‌تر خواهد بود. به این ترتیب، افکار مردم می‌تواند به عنوان شاخصی برای تشخیص ماهوی شخصیت اجتماعی آنها به کار بیاید. با مطالعه نوع افکار و شدت و ضعف آن و اشکالی که به خود می‌گیرد، می‌توان به تمایلات عموم پی برد و دریافت چگونه افکار عمومی با وجدان فردی و جمعی ارتباط پیدا می‌کند. چگونه روابط بین انسان شخصی‌کردن و اجتماعی‌کردن متبلور می‌گردد.

پس افکارعمومی تنها عقیده عمومی در مورد یک موضوع یا پدیده نیست، بلکه همان‌گونه که در بالا آمد، گویای یک نیاز در برقراری ارتباط با جمع نیز هست و از این رو فرد و جمع را در قضاوت خود هوشیار و متعد می‌سازد و مسؤولیت فردی و گروهی را بارور می‌نماید. می‌گویند ارزش یک جامعه به کیفیت افکارعمومی آن جامعه بستگی دارد یا به عبارت دیگر هر جامعه شایسته همان افکار عمومی‌ای است که داراست. ارزش افکارعمومی در یک جامعه ارزش تمامی آن جامعه است. چنانچه افکارمردمانی به خاطر جنایت‌های پی‌درپی یک خفاش شب تهییج بشود، بی‌شک این مردم به مظلومیت و بی‌گناهی و عشق و محبت پای‌بندند و برعکس چنانچه در کشوری بین حقوق زن و مرد، خودی و بیگانه، سیاه و سفید، کوچک و بزرگ و فقیر و ثروتمند تفاوت و تبعیض وجود داشته باشد، شایستگی انسانیت و مدنیت در آن کشور جایی ندارد. لذا افکارعمومی پدیده‌ای است که آحاد مردم را از طرفی و جمع ملتی را از طرف دیگر در برابر یک مسئله اجتماعی ملزم و متعد می‌سازد و مسئولیت همگان را می‌طلبد.

منشأ تشکیل افکار و شرایط شکل‌گیری آن

در معدود تعاریفی که از افکار عمومی به دست داده شده عموماً به سه خصلت این پدیده اشاره شده است: آشکار بودن، آگاهانه و هوشیار بودن و از وسعت کافی برخوردار بودن. در هر سه ویژگی بالا کیفیت ارتباطی افکار عمومی هویداست. آشکار بودن افکار مستلزم شرکت افراد در تظاهرات جمعی و بالنتیجه حضور انسان‌ها در کنار هم و برقراری رابطه بین آنهاست.

آگاهی مردم به افکار عمومی گویای اراده آنها در پیوستن به صفوف دیگران و برقراری ارتباط با آنهاست. وسعت پدیده نیز نشانه جمعی بودن آن و بانتیجه رابطه اجتماعی است.

واقعه افکار عمومی جز در شرایط مشخصی به وقوع نمی پیوندد. این شرایط را می‌توان در شش بخش خلاصه کرد:

باید یک واقعه مرکزی و یا شماری وقایع متناسب و پشت سر هم از یک نوع وجود داشته باشد.

الف) واقعه مرکزی

هنگامی که ما در معرض تشعشعات خبری قرار می‌گیریم، ممکن است یک خبر بیش از سایر اخبار توجه ما را به خود جلب کند. چنانچه این خبر برای همه شنوندگان جالب توجه باشد، آن را اصلی می‌گویند و واقعه مرکزی را تشکیل می‌دهد و منشأ افکار عمومی می‌شود.

ب) وقایع متناوب

ممکن است یک پدیده اجتماعی به خاطر اثرات سویی که پشت سر هم بر زندگی مردم می‌گذارد تدریجاً به افکار آنها جهت بدهد و آن را متحد نماید. پدیده‌هایی از قبیل اعتیاد و گرانی و ترافیک از این نوعند.

باید فضای مساعد وجود داشته باشد

چنانچه مردم تشنه شنیدن خبری باشند که به سرنوشت آنها بستگی دارد به شایعه‌سازی دست می‌زنند تا خلأ موجود را پر کنند و شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی شاخص‌های بارز وضعیت بحرانی افکار عمومی هستند و باید به مثابه نشانه‌های هشداردهنده این وضعیت به شمار آیند. بنابراین بستر فکری جامعه زمینه‌ساز تشکیل افکار عمومی در آن جامعه می‌شود.

3. باید محتوای افکار با الگوی فرهنگ جمعی مطابقت داشته باشد.

واقعه‌ای که بخواهد افکارعمومی را در یک محل بسیج کند، لاجرم باید از فرهنگ آن محل تأثیر پذیرفته باشد. واقعه‌ای در اینجا الزاماً نخواهد توانست مردم را در آنجا بسـیج کند مگـر آن که با ارزش‌های بین المللی و فرهنگ جهانی و انسانی مطابقت داشته باشد.

4. باید محتوای افکار پاسخگوی نیازهای ظاهری و باطنی افراد باشد.

واقعه‌ای که به افکارعمومی دامن می‌زند واقعه‌ای است که به نیاز افراد یا جامـعه کلی پاسخ می‌دهد. این نیـاز می‌تواند ظاهری، معروف، آشکار، قابل اعتراف و یا برعکس باطنی، نهانی و خود آگاه باشد.

5. باید افکار به واسطه رسانه‌های گروهی گسترش یابد.

اگر در سابق افکار عمومی جز در محیط‌های کوچک که در آن ارتباط بین افراد رودررو نسبتاً کند بوده جریان نمی یافت ولی امروز سرعت توزیع و اشاعه افکارمدیون رسانه‌های گروهی است. مراکز رادیویی، تلویزیونی و مطبوعاتی، فرستنده‌هایی هستند که از نظر خبـری افراد را به منزله گیـرندگان خبـر بی‌وقفه تغذیه می‌کنند.

6. باید افکارعمومی با دخالت مستقیم مردم اشاعه یابد.

همه‌روزه وقایعی اتفاق می‌افتد و اخباری پخش می‌شـود، بی‌آنکه بر مردم اثر چندانی بگذارد؛ ولی روزی فـرا می‌رسد که واقعه‌ای مردم را بر می‌انگیزد و یکباره به خیابان‌ها می‌ریزد. آن‌گاه سیل انسان‌ها روان می‌شود و عموم مردم خود به یک رسانه توانای تبلیغی و گروهی بدل می‌شوند. واکنش مردم تهران به محض شنیدن خبر کشتار حجاج در مکه از این نوع بود.

نتیجه

مجموعه افکار یک ملت به حالت خفته و خاموش یا بیدار و پرخروش، موقتی و زودگذر یا پایدارو بیدار صفحات کتاب روان شناسی اجتماعی آن ملت را تشکیل می‌دهد، چه در پس این افکار، ارزش‌های فرهنگی ریشه داری قرار دارد که اساس و پایه آن را می‌ریزد. با پیشرفت جامعه‌ها و دستیابی به فناوری‌ها و بهره گیری از نظر سنجی‌ها و بلند گوها خواه نا خواه ملت‌ها در دولت‌ها حضور می‌یابند و آنها را وادار به پذیرفتن اررزش‌های ملی و حقوق سیاسی و اجتماعی خود می‌کنند و با فراهم آوردن شرایط مناسب، پراکنـدگی‌ها را به تجمع، تفـاوت‌ها را به تشابه و ضعف‌ها را به نیرو مبدل می‌سازند.

صدای خود را با زیان آمار و ارقام به گوش‌ها می‌رسانند. فنون افکارسنجی که در کشورهای آزاد بار انعکاس این صدا را به دوش می‌کشند، در کشورهای جهان سوم نیز به طور روزافزونی رواج می‌یابند. دولت‌های خودکامه به مردم‌داری بیشتر سوق داده می‌شوند و با صدای ملت‌ها آشناتر می‌گردند.

مطالعه و اندیشه در شکل و محتوا، نقش و معنای پدیده کم‌شناخته افکار عمومی نه‌تنها ما را به شناخت بهتر و بیشتر زوایای تاریک تاریخ ملت‌ها نزدیک می‌کند، بلکه به توانمندی‌های بالفعل و بالقوه این نیروی عظیم انسانی بیش از بیش آگاه می‌سازد. تأثیر اعجاب‌آور تبلیغات برافکار و چگونگی رهبری‌های معجزه آسای این افکار بـرای مـا روشـن می‌گردد و در نهایـت بـا توجـه به اهمـیت روزافـزون ایـن نیـــروی جــادویی مفـهـوم «بیداری ملت‌ها» تبیین و توجیه می‌شود و از این راه، امید به کسب آزادی‌های بیشتر آنها و برقراری گفت و شنود صمیمانه تر بین ملت‌ها و دولت‌ها از یک سو و گفت و شنود فرهنگ‌ها با هم و نه برخورد آنها با هم بیش از پیش فراهم خواهد آمد